
چرا که در هر دیدگاهی اعم از فلسفی، دینی، اجتماعی و ... هر گروهی بر حسب جهان بینی که داشته اند تعریف خاص خود را از اخلاق و فعل اخلاقی ارائه داده اند.
اخلاق در لغت به معنی خلق و خوی و عادات است که مطابق با عقاید و ارزش های ما شکل میگیرد
اما امروزه بسیاری از 1 ها در فرهنگ جامعه رواج پیدا کرده که مقارن با ارزش ها و عقاید ماست مثلا کسی ماه مبارک رمضان را روزه نمیگرد چون اعتقادی به خدا ندارد ولی من باب عادت و عرف جامعه و اطرافیانش عید فطر را تبریک میگوید و گرامی میدارد این ادغام شدن اخلاق که سر منشاء ان دین مبین اسلام است با فرهنگ و عرف جامعه باعث شده است که ما اخلاق را جدای از دین بدانیم در صورتی که میگویند اخلاق + قانون معادل با عدد ثابتی هست هر جا که اخلاق بیشتر کمتر نیاز به قانون هست این نشان میدهد در جوامع اسلامی چون اخلاق در دین اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است قوانین کمتر حاکمیت دارند پس بهتر است مابه عنوان شخص مسلمان و با ایمان اخلاق اسلامی را رعایت کنیم
اخلاق مبتنی بر دین
در مقام تبیین اخلاق مبتنی بر دین، تذکر این نکته ضروری است که ارائه یک نظام اخلاقی، تابع جهان بینی خاصی است که در آن نظام اخلاقی پذیرفته شده است؛ چرا که طبق هر جهان بینی نهایت کمال انسان به گونه ای خاص تعریف شده و عمل اخلاقی عبارت از: عملی است که انسان را به این کمال نزدیک تر می کند.
طبق جهان بینی دینی، کمال انسان در رسیدن به خداوند است؛ از این روی عملی، اخلاقی خواهد بود که انسان را در رسیدن به این هدف یاری نماید. حال با پذیرفتن این اصل باید دید انسانی که خود در مسیر تکامل بوده و چه بسا در مراحل ابتدایی این کمال است، آیا از احاطه کاملی نسبت به مسیری که باید طی نماید بر خوردار است؟ آیا می تواند در مورد ارائه طریق و اخلاق متناسب با هدف نهایی خود استقلال داشته و بی نیاز از راهنما باشد؟
طبیعی است که اگر هدف انسان رسیدن به خدا باشد، باید اخلاق او هم خدایی بوده، چه در اصل این اخلاق و چه در جزئیات آن از منبع وحیانی و الاهی استفاضه نماید و در این مقام اخلاق بدون خدا و اخلاق انسان محور ،معلوم نیست که انسان را به خدا خواهد رسانید یا به خواسته های خود انسان. از این روی ادعای استقلال عقل آن هم عقل خود محور و منفعت طلب بشری در بنا گذاری اخلاق راستین و حقیقی - از دیدگاهی که هدف انسان را رسیدن به خدا می داند- پذیرفته نخواهد بود.
کسانی که ادعای اخلاق بدون دین و خدا می کنند خواه ناخواه مبدأ اخلاق را نفس محدود نگر بشری قرار داده اند نه من برتر و خدا محور او و نه عقل تعالی جو؛ چرا که این عقل برتر همواره با وحی همراهی داشته و از پرتو نور آن روشنایی گرفته است، بر خلاف عقل منفعت طلب و دنیوی که در منیت خود به پوچی رسیده و در دعوی بنا نهادن اخلاقی بدون خدا هم به پوچی می رسد.
این سخن معروف داستایوفسکی که "اگر خدا نباشد همه چیز جایز است اشاره به همین حقیقت مذکور دارد که انسان بدون هویت الاهی برای عمل اخلاقی انگیزه ای نخواهد داشت و به میزانی که اخلاق از اصالت برخوردار باشد خود نشانگر پررنگ شدن هویت الاهی و دینی در انسان است و این هویت الاهی جز در رابطه با خداوند قابل تحقق نیست.
اخلاق مداری
اخلاق مداری را می توان به دو بخش فردی و جمعی تقسیم کرد. اخلاق مداری در ساحت جمعی یا اجتماعی، رعایت اصول اخلاقی در برخورد با دیگران است. که این نوع اخلاق مداری خود نوعی حق الناس است از مهم ترین این اصول می توان به مهرورزی و احسان و عدالت اشاره کرد. این اصول، خود، زیرمجموعه ها و شاخه هایی دارد؛ از جمله خوش خلقی، خوشرویی، شفقت، انصاف، قضاوت عادلانه، ترک مجادله و بدگمانی و کینه ورزی، حسد و خشم و دورویی و... . این هنجارهای اخلاقی می تواند روحیه اخلاق مداری و مهرورزی را به جامعه تزریق کند و سلامت اجتماعی را تأمین سازد.
خداوند عزّوجلّ که سه چیز را خوی نیک خوانند چون در بنده جمع شود: دست فراخ و دل مهربان و تن بارکش نیک
رفتار های شایسته یک نیکو خوی :
نیکوخوی آنکسی است که شرمگین بوَد و کم سخن باشد کمتر برنجد و راستگوی و پرطاعت و با همه خوش خلق باشد، نیکوکردار و مشفق و باوقار و آهسته و صبور و قانع و شکور و رفیق و کوتاه دست و کوتاه طمع؛ نه دشنام دهد، نه لعنت کند و نه غیبت کند، نه سخن چینی کند و نه فحش گوید، نه شتاب زدگی نماید، نه کینه در دل دارد، نه حسود باشد پیشانی گشاده، زبان خوش، دوستی و دشمنی و خشم و خشنودی وی برای حق ـ تعالی ـ بود و بس
خوشرویی، فرع خوش دلی است. کسی که دلِ او خوش باشد، روی او همیشه گشاده است .برای اینکه خوش دل باشیم:1 قطع طمع، 2قمع حرص،3 ترک حسد ،4 رضا به قضا،5 اعتماد بر حق تعالیا/ر این 5 مورد یکجا جمع شود همه خوش دل و گشاده رویی میشوند.
نقل است که وقتی رسول ـ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ سَلَّم ـ به عبدالله بن مسعود رسید، وی را تنگ دل و گرفته روی دید، گفت: یا عبدالله! خوش دل و گشاده روی باش که هرچه در تقدیر رفته است، به تو رسد و هرچه تو را نهاده اندشمنان را با محبت به سر صلح آوردن
حکایاتی نیز درمورد نتیجه خوش رویی
1-اعرابی ای از بادیه در آمد و او (امام حسن(ع)) بر در سرای خود نشسته بود اندر کوفه. اعرابی وی را دشنام داد و مادر و پدرش را. وی برخاست و گفت: یا اعرابی، اگر گرسنه ای تا نانت آرند و یا تشنه ای تا آبت آرند، یا تو را چه رسیده است؟ و وی می گفت: تو چنین، و مادر و پدرت چنین و چنین. حسن ـ رضی الله عنه فرمود غلام را تا یک دینار آورد و بدو داد و گفت: یا اعرابی! معذور دار که اندر خانه ما بیش از این نمانده است، و الّا از تو دریغ نداریمی. چون اعرابی این سخن بشنید، گفت: اَشهدُ اَنَّکَ ابنَ رسولِ الله، صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ سَلَّم. گواهی دهم که تو پسر پیغمبری. و من اینجا به تجربت[29] حلم تو آمدم». د، به دیگری ندهند
2-در یکی از جنگ ها دو تن از صحابه دو اسیر را با خود به مکه می اوردند در راه اذوقه کم امد دو صحابه سهم خود را به اسیران میدادند ان دو اسیر سوال کردند که دلیل بخشش سهم خوشان چیست ان دو فرمودند در دین ما گفته شده به یتیم و در راه مانده و اسیر غذا بدهیم و این سبب مسلمان شدن ان دو اسیر شد
در فلسفه مسلمانان حکمت به دو بخش کلی نظری وعملی تقسیم می شود و دو مقوله اخلاق و سیاست درذیل حکمت عملی قرار می گیرند. این تقسیم بندی به روشنی نشان می دهد که اخلاق وسیاست در نزد فیلسوفان مسلمان ارتباطی جدایی ناپذیر با یکدیگر دارند. این پیوند در آثار اکثر فیلسوفان مسلمان دیده می شود به گونه ای که یکی از ویژگی های زعیم و سیاستمدار راستین در نزد آنان پایبند بودن به اصول اخلاقی است.
دستاوردهای تمدن اسلامی از جمله آثار سیاسی حکمای مزبور بخشی از سنت، فرهنگ وتمدن ایرانی است و هر ایرانی برای گریز از بی هویتی و سرگردانی دنیای کنونی لاجرم می بایست در تمشیت امور مختلف خود گوشه چشمی هم به این فرهنگ داشته باشد.
امروزبا توجه به وقایع ناخوشایندی که در عرصه سیاسی کشور به چشم می خورد ارتباط میان اخلاق وسیاست حداقل در رسانه ها مورد پرسش است.البته در این میان گروههای مختلف سیاسی نیز یک فصل ازانتقاد خود به وضع موجود یا منتقدان وضع موجود را به بی اخلاقی سیاسی اختصاص می دهند بدون آنکه مشخص کنند رعایت اخلاق سیاسی چه ضرورت های ارزشی و عقلانی دارد.
اصول اخلاقی لازم الاجرا در سیاست مانند پرهیز ازدروغگویی ،عوام فریبی، رعایت اصل صداقت و توجه به اصول طلایی – هرچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و تاکید بر نگاه انسانی به جای نگاه ابزاری در ارتباطات انسانی - همان آموزه های پایه علم اخلاق است لذا توصیه به اخلاق مداری درسیاست چیزی جز توصیه به اخلاقی زیستن نیست.
ارزش زیست اخلاقی برای یک فرد مسلمان به نوعی در تمام آثار علمی وادبی ادیبان ومتفکران مسلمان نمود بارزی دارد اما نکته ای که در کنار ارزشمند بودن زندگی اخلاقی می بایست به آن توجه کرد کار آمد بودن این نوع زندگی در دنیای جدید است. یک ضرب المثل قدیمی می گوید بار کج هیچوقت به منزل نمی رسد و مراد از کارآمد بودن زیست اخلاقی در عالم سیاست در دنیای جدید دقیقا به همین موضوع اشاره دارد.
امروزه با پشرفت روز افزون بشر و گسترش امکانات رسانه ای، شکل گیری دنیای مجازی و شبکه های ماهواره ای و... ارتباطات انسانی به معنای دقیق کلمه باز تعریف شده است. تغیر در مفهوم و ارزش زمان از مهمترین تاثیرات این باز تعریف است. تاثیر تغییرات مذکور در حوزه ارتباطات به عالم سیاست نیز سرایت کرده و ارتباطات این حوزه را نیز دچار تغییراتشگرفی کرده است. درحالی که در خلال سالهای جنگ جهانی اول انتشار وسرایت یک خبر ازغرب تا شرق ممکن بود هفته ها زمان ببرد، امروزبرای شنیدن سخنان رییس جمهور کشوری در آن سوی دنیا تنها نیازمند فشاردادن کلید جعبه جادویی خود هستیم و پس از چند ثانیه از اراده ما صوت وتصویر فرد مزبور در صفحه رنگی تلویزیون ما به نمایش در می آید.
امکانات اتباطی پیشرفته در قرن بیست ویکم این امکان را برای مخاطبان فراهم کرده است که به سرعت درباره نقطه نظرهای متفاوت آگاه شوند و با بسط حافظه سمعی،بصری ودیجیتالی بتوانند شعارها وادعای یک فرد را با پیشینه او مقایسه کنند یا درعمل مورد ارزیابی قراردهند.
دامنه این تغییرات عالم سیاست را به گونه ای تحت تاثیر قرار داده است که پایبندی به عنصر اخلاق درسیاست تنها مسیر برای ماندگاری بلند مدت در عالم سیاست است واگرچه استثنائا می توان دورغ گفت،شعارهایی بدون ضمانت اجرایی داد از فضا وموقعیت ها استفاده ابزاری کرد اما عموما باید راست گفت، واقع بین بود و به اندازه امکانات پا دراز کرد و ارزش سایر مقولات اجتماعی مانند ورزش وهنر را فارغ از سیاست پاسداشت.
به راستی اگر در گذشته حاکمی با توسل به خدعه ونیرنگ وبا استفاده از دوری زمانی ومکانی نقاط مختلف تحت حکومت خود وبافتن افسانه های خیالی از قدرت جنگاوری خود می توانست اسرار و عوامل قدرت خود را ازمردم پنهان کند و با انداختن مخالفان به درون چاههای مخفی حکومت طولانی مدت خود را تضمین کند امروز که دنیا از طریق انواع رسانه ها زیر ذره بین افکار عمومی قرار دارد این نوع سیاست ورزی کار آمد نیست.
در عالم جدید شفافیت وصداقت مدیران وسیاست مداران و میزان توفیق برنامه ها به سنگ محک انواع رسانه در بوته آزمون افکار عمومی ارزیابی می شود. در این موقعیت جدید پایبندی سیاستمداران در سیاست های خود به اخلاق برای جلب مجدد اعتماد مردم امری ضروری وعقلانی است.
البته تاثیر گذاری پیشرفتهای حوزه ارتباطی بر سیاست یک جامعه به فرهنگ تاریخ و میزان بهره ای که آن جامعه از تکنولوژی های نوین دارد نیز بستگی دارد و با این وجود امروزه کمتر جامعه ای سرغ داریم که نسبت به پیشرفتهای مذکور کاملا بدوی باشد بنابراین هیچ جامعه ای نمی تواند در عصر جدید خود را از تغییرات حوزه ارتباطات مصون ومعاف بداند و لا جرم از تغییرات آن درعالم سیاست تاثیر نپذیرد.
برچسب:
نویسنده: یوسف نصیری